تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

244

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

« و كمال الإخلاص له نفي الصفات عنه ؛ لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف . . . » « 1 » همين باشد . و عيبى ندارد ما هم متعرض اينكه معناى حق و اينكه احتمال صدق فرمايش مخبر صادق حق چيست بشويم . يك احتمالى كه در معناى اين فرمايش داده شده اين است كه : كمال توحيد ، نفى صفات زايده از حق است و بايد موحد كامل صفات زايد بر ذات را اسقاط نموده و آنها را از ذات سلب كند و آنها را در مرتبهء ذات نداند . « 2 » و اين معنى را به قرينهء عبارت ذيل فرمايش مولى : « لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف » ذكر كرده‌اند . احتمال ديگرى كه صاحب كتاب داده است اين است كه : نسبت مقوليه صفت منفى باشد . توضيح اين معنى اين است كه : مرتبهء جسم غير از مرتبهء بياض است و ثبوت بياض براى جسم به معناى حرفى و ربطى است كه به يك معنى وجود ضعيفى دارد به طورى كه ثبوت بياض براى جسم واقعيت دارد ؛ چنان كه ثبوت علم براى انسان واقعيت دارد ؛ بنا بر اينكه علم از مقولهء كيف بوده و ثبوت آن براى زيد ، مثلًا از كيفيات او محسوب شود ؛ زيرا ثبوت كيفيات شىء براى شىء خارج از ذات شىء است . و الحاصل : احتمال اول نفى صفت زايده بود و احتمال دوم نفى ثبوت صفتى كه از مقوله است ؛ چون هر وصفى داخل يك مقوله‌اى است و به عقيدهء صاحب كتاب بايد نسبت مقوليه را نفى كرد تا كمال توحيد حاصل شود . و ليكن لسان صحيح مربيان حقيقى ، لسان اصطلاحى مستحدث نيست و چون قائل عظيم و بلندمرتبه است ، بايد براى فرمايش ايشان احتمال صحيح و بلندى ذكر كرد . اين است كه مىگوييم : ما در مرتبهء طبيعت و حجاب عالم واقع شده و از متوقفين و مغلولين محبس ظلمانى و چاه طبيعت هستيم .

--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، ص 39 ، خطبهء 1 ، فقرهء 5 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، ج 1 ، ص 123 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 140 .